چرا این اول میآید
بیشتر معاملهگران تازهکار ماههای اول را صرف پیدا کردن ورودی میکنند که برنده باشد. معاملهگرانی که بعد از یک سال هنوز اینجا هستند، همان زمان را صرف چیزی کمهیجانتر کردهاند: مطمئن شدن از اینکه هیچ معاملهی تکی و هیچ هفتهی بدی نمیتواند آنها را از بازی بیرون کند.
معاملههای بازنده خواهید داشت. مدیریت ریسک تعیین میکند این ضررها هزینهی کسبوکار باشند یا پایان آن.
در هر معامله درصد ثابتی ریسک کنید
پیش از معامله تصمیم بگیرید حداکثر چقدر میتواند هزینه داشته باشد — به درصدی از حساب. نقطهی شروع رایج ۱٪ است. در حساب ۱٬۰۰۰ دلاری یعنی ۱۰ دلار.
- ۱٪ در هر معامله: ده ضرر پشتسرهم حدود ۱۰٪ حساب هزینه دارد. قابل تحمل.
- ۱۰٪ در هر معامله: ده ضرر پشتسرهم حدود ۶۵٪. حالا فقط معامله میکنید تا به نقطهی شروع برگردید.
این درصد از طریق فاصلهی حد ضرر، حجم معاملهی شما را تعیین میکند — آموزش تعیین حجم معامله محاسبهاش را نشان میدهد.
سه قانونی که بیشتر کار را انجام میدهد
- 1.هر معامله پیش از باز شدن حد ضرر دارد. بدون استثنا، بدون «خودم حواسم هست».
- 2.ریسک ثابت است؛ حجم تغییر میکند. حد ضرر دورتر یعنی معاملهی کوچکتر، نه ضرر بزرگتر.
- 3.بعد از ضرر روزانهی مشخصی، معامله را متوقف کنید. دو سه ضرر پشتسرهم لحظهای است که تصمیمها بدتر میشود، نه بهتر.
حساب افت سرمایه
| ضرر | سود لازم برای جبران |
|---|---|
| ۱۰٪ | ۱۱٪ |
| ۲۵٪ | ۳۳٪ |
| ۵۰٪ | ۱۰۰٪ |
| ۷۵٪ | ۳۰۰٪ |
ضررها علیه شما مرکب میشوند. هر چه هر ضرر را کوچکتر نگه دارید، جبرانش کمتر از شما میخواهد.
خلاصه
ریسک هر معامله را درصد کوچکی از حساب تعیین کنید، حد ضرر را پیش از ورود بگذارید و بگذارید حجم با حد ضرر تنظیم شود. این استراتژی نیست — این چیزی است که به هر استراتژی اجازه میدهد آنقدر زنده بماند که جواب بدهد.
