نسبت ریسک به ریوارد یکی از مهمترین مفاهیم در مدیریت ریسک معاملات فارکس است. تریدرها با تعیین نسبت ریسک به ریوارد در هر معامله مشخص میکنند که به ازای هر واحد ریسک، چند واحد سود به دست میآورند. در ادامه قرار است تا به صورت کامل با این مفهوم آشنا شویم و توضیح دهیم که چگونه بهترین ریسک به ریوارد را برای معاملات انتخاب کنید.
تعریف ساده ریسک به ریوارد
نسبت ریسک به ریوارد یعنی برای هر مقدار ضرر احتمالی که قبول میکنم؛ چه مقدار سود احتمالی به دست میآورم. ریسک به فاصله بین نقطه ورود و استاپ لاس و ریوارد به فاصله میان نقطه ورود و تارگت سود گفته میشود.

فرمول محاسبه ریسک به ریوارد
محاسبه ریسک به ریوارد پس از مشخص شدن نقطه ورود، استاپ لاس و حد سود انجام میشود. تریدر فاصله نقطه ورود تا استاپ لاس را به پیپ یا دلار محاسبه میکند و همین کار را هم برای فاصله بین نقطه ورود تا حد سود انجام میدهد. با تقسیم فاصله نقطه ورود تا استاپ لاس به فاصله نقطه ورود به تارگت سود ریسک به ریوارد معامله به دست میآید.
برای مثال، یک پوزیشن خرید روی طلا با قیمت ۴۱۵۰ باز کردهاید. استاپ لاس را روی ۴۱۴۵ تنظیم کردهاید و حد سود را هم روی ۴۱۶۰ قرار دادهاید. فاصله نقطه ورود تا استاپ لاس ۵ دلار و فاصله نقطه ورود تا تارگت سود ۱۰ دلار است؛ بنابراین نسبت ریسک به ریوارد این معامله ۱ به ۲ میشود؛ یعنی به ازای هر واحد ریسک، ۲ واحد سود خواهید کرد.
R:R = (take profit − entry) ÷ (entry − stop loss)
ریسک به ریوارد در معاملات چه اهمیتی دارد؟
نسبت ریسک به ریوارد یکی از معیارهای کیفیت سنجی پوزیشنهای معاملاتی است. هر چه قدر ریسک به ریوارد بالاتر باشد، سود معامله بیشتر میشود و به همان اندازه هم احتمال به تارگت رسیدن کاهش پیدا میکند. همچنین، یک سیستم معاملاتی با وین ریت پایین با ریسک به ریوارد منطقی میتواند بازدهی مثبت ثبت کند. برای مثال، یک استراتژی معاملاتی با وین ریت ۴۰ درصد و ریسک به ریوارد ۱ به ۳ کاملا میتواند سودده باشد. اگر زیان هر معامله را ۱۰۰ و سود را ۳۰۰ دلار در نظر بگیریم؛ با وین ریت ۴۰ درصد در هر ۱۰ معامله ۶۰۰ دلار ضرر و ۱۲۰۰ دلار سود خواهیم داشت که برآیند ۶۰۰ دلار مثبت را به ما میدهد.
انواع نسبتهای ریسک به ریوارد
ریسک به ریوارد با نسبتهای مختلفی در بین تریدرها دست به دست میچرخند و هر کدام دارای معنی و مفهوم خاصی هستند. در ادامه انواع ریسک به ریواردها را با یکدیگر بررسی میکنیم.

ریسک به ریوارد ۱ به ۱ و زیر ۱
ریسک به ریوارد ۱ به ۱ و زیر ۱ به معنای شکست استراتژی معاملاتی است و برای سودده بودن نیاز به استراتژی معاملاتی با ۱۰۰ درصد وین ریت دارد که عملا وجود ندارد. این نسبت ریسک به ریوارد، حتی استراتژیهای با وین ریت بالای ۷۰ درصد را هم با شکست مواجه میکنند؛ چون یک ضرر میتواند بخش زیادی از سودها را با خود ببرد. در ریسک به ریوارد ۱ به ۱ هم با کسر هزینهها در بلند مدت مشخص میشود که برآیند منفی خواهد شد.
ریسک به ریوارد ۱ به ۲ و ۱ به ۳
ریسک به ریوارد ۱ به ۲ و ۱ به ۳ بهترین نسبتهای ریسک به ریوارد هستند که اکثر تریدرها در معاملات رعایت میکنند. این نسبتها کاملا منطقی هستند و در صورت وین ریت بسیار پایین هم باز به تریدر اجازه میدهند تا در بلند مدت سود ده باشد. از سوی دیگر، به قدری هم بالا نیستند که احتمال تارگت شدن پوزیشن را پایین بیاورند.
ریسک به ریوارد ۱ به ۴ به بالا
نسبتهای ریسک به ریوارد ۱ به ۴ به بالا ریسک معامله را به شدت افزایش میدهند و احتمال تارگت شدن پوزیشن را پایین میآورند. البته احتمال تارگت شدن پوزیشن بیشتر به وین ریت ارتباط دارد؛ اما افزایش فاصله به صورت غیر مستقیم روی این موضوع هم اثر میگذارد. ریسک به ریواردهای این شکلی را تنها زمانی باید انتخاب کرد که نسبت به ساختار، اصول و وضعیت بازار به شدت مطمئن هستید.
مدیریت ریسک و ریسک به ریوارد
ریسک به ریوارد یکی از ابزارهای اصلی برای مدیریت ریسک است. تریدر با انتخاب ریسک به ریوارد ۱ به ۳ به خود اجازه میدهد تا به ازای هر پوزیشن وین شده تا ۳ پوزیشن ضررده یا استاپ خورده داشته باشد و این موضوع فشار روانی را از روی تریدر بر میدارد؛ چرا که خیالش راحت است که برآیند در آینده مثبت خواهد شد.
چگونه ریسک به ریوارد هر معامله را مشخص کنیم؟
برای مشخص کردن ریسک به ریوارد هر معامله بهتر است تا احتمالات را در نظر بگیرید و وضعیت بازار را با دقت بررسی کنید. گاهی حرکت قیمت کاملا منطبق بر اساس اصول و استراتژی معاملاتیتان است و از روی یک حمایت مهم در حال برگشت به سمت بالا است یا یک حمایت مهم را به تازگی شکسته و قصد ریزش شدیدتر دارد؛ در این حالت ورود با ریسک به ریوارد بالا منطقی به حساب میآید.
اما در اکثر پوزیشنهای معاملاتی منطقیترین نسبت ریسک به ریوارد ۱ به ۲ و ۱ به ۳ است. این نسبت نه آن قدر کم است که هر ضرر بتواند بخش زیادی از سودها را ببلعد و نه آن قدر زیاد است که احتمال تارگت شدن را با افزایش فاصله حد سود کم کند.

اشتباهات رایج درباره نسبت ریسک به ریوارد
تریدرها در انتخاب نسبت ریسک به ریوارد و درک مفهوم اشتباهات مختلفی مرتکب میشوند که در اینجا به پرتکرارترین اشتباهات اشاره میکنیم تا شما با دوباره آنها را تکرار نکنید:
1- تمرکز روی نسبت بالا: ریسک به ریوارد بالا به معنای سود بیشتر نیست؛ بلکه به معنای افزایش فاصله نقطه ورود تا حد سود است که احتمال برد را کاهش میدهد.
2- تغییر حد ضرر برای افزایش نسبت: حد ضرر باید بر اساس وضعیت بازار و تحلیل منطقی و میزان ریسک پذیری تریدر تعیین شود و میزان ریسک به ریوارد نباید دخالتی در تعیین این موضوع داشته باشد.
3- نادیده گرفتن شرایط بازار: در بازارهای پر نوسان و رنج بهتر است تا ریسک به ریواردهای منطقی و پایین گرفته شود؛ اما در بازارهای رونددار میتوان با خیال راحت ریسک به ریوارد بالاتری هم داشت.
چرا وینریت بهتنهایی کافی نیست؟
وینریت بالا بهتنهایی به معنی سودده بودن یک استراتژی نیست. نتیجه معاملات به رابطه بین تعداد معاملات موفق، میزان سود هر معامله و میزان زیان هر معامله بستگی دارد. برای مثال، فرض کنید در هر معامله ۱R ریسک میکنید:
| وینریت | R | نتیجه در ۱۰۰ معامله |
|---|---|---|
| ۴۰٪ | ۱:۲ | +۲۰R |
| ۵۰٪ | ۱:۱ | ۰R |
| ۶۰٪ | ۱:۰٫۵ | −۱۰R |
جمع بندی
نسبت ریسک به ریوارد ابزاری برای مقایسه میزان ضرر احتمالی یک معامله با سود مورد انتظار آن است. این نسبت به معاملهگر کمک میکند قبل از ورود، معاملات را منطقیتر بررسی کند و تصمیمهای خود را بر اساس برنامه معاملاتی انجام دهد.
نسبتهایی مانند 1:2 یا 1:3 در بسیاری از استراتژیها استفاده میشوند، اما هیچ نسبت ثابتی برای همه معاملهگران مناسب نیست. موفقیت در استفاده از ریسک به ریوارد زمانی اتفاق میافتد که این مفهوم در کنار مدیریت سرمایه، وین ریت، استراتژی معاملاتی و شرایط بازار استفاده شود.
نسبت ریسک به ریوارد 1:2 یعنی چه؟
نسبت 1:2 یعنی معاملهگر برای هر ۱ واحد ریسک، هدف کسب ۲ واحد سود احتمالی دارد. برای مثال، ریسک ۱۰۰ دلار در مقابل هدف سود ۲۰۰ دلار.
آیا ریسک به ریوارد بالا همیشه بهتر است؟
خیر. نسبت بالاتر معمولاً با احتمال پایینتر رسیدن قیمت به هدف همراه است. این نسبت باید همراه با نرخ موفقیت استراتژی بررسی شود.
بهترین ریسک به ریوارد برای فارکس چیست؟
عدد ثابتی وجود ندارد. بسیاری از معاملهگران فارکس از نسبتهایی مانند 1:2 یا 1:3 استفاده میکنند، اما انتخاب مناسب به سبک معامله و استراتژی بستگی دارد.
آیا فقط با استفاده از ریسک به ریوارد میتوان سودده شد؟
خیر. این نسبت فقط یک ابزار مدیریت معامله است و باید همراه با تحلیل بازار، مدیریت سرمایه و یک سیستم معاملاتی مشخص استفاده شود.
رابطه نرخ برد و ریسک به ریوارد چیست؟
معمولاً هرچه هدف سود نسبت به حد ضرر بزرگتر باشد، درصد معاملات موفق مورد نیاز میتواند کاهش پیدا کند؛ اما رسیدن به اهداف بزرگتر نیز معمولاً دشوارتر است.




